BG 1.35 — آرجونا ویشادا یوگا
BG 1.35📚 Go to Chapter 1
एतान्नहन्तुमिच्छामिघ्नतोऽपिमधुसूदन|अपित्रैलोक्यराज्यस्यहेतोःकिंनुमहीकृते||१-३५||
هتاننَ هَنتُمِچچهامِ غنَتو.َپِ مَدهُسودَنَ . َپِ ترایلوکیَراجیَسیَ ههتوح کِم نُ مَهیکریته ||1-35||
एतान्न: these | हन्तुमिच्छामि: to kill | घ्नतोऽपि: even if they kill me | मधुसूदन: O Madhusudana (the slayer of Madhu, a demon) | अपि: even | त्रैलोक्यराज्यस्य: dominion over the three worlds | हेतोः: for the sake of | किं: how | नु: then | महीकृते: for the sake of the earth
GitaCentral فارسی
ای مدهوسودانا! حتی اگر اینان مرا بکشند، من برای حکومت بر سه جهان نیز نمی‌خواهم آنان را بکشم، چه رسد به برای زمین.
🙋 فارسی Commentary
1.35. من نمی‌خواهم آن‌ها را بکشم، حتی اگر آن‌ها مرا بکشند، ای کریشنا، حتی برای سلطه بر سه جهان؛ چه رسد به خاطر زمین. معانی کلمات: Etan (این‌ها)، na (نه)، hantum (کشتن)، icchami (من می‌خواهم)، ghnatah-api (حتی اگر مرا بکشند)، Madhusudana (ای کریشنا، کشنده دیو مادو)، api (حتی)، trailokya-rajyasya (برای پادشاهی سه جهان)، hetoh (به خاطر)، kim nu (چه رسد به)، mahi-krite (به خاطر زمین).
English
Swami Gambirananda
Swami Adidevananda
Hindi
Swami Ramsukhdas
Sanskrit
Sri Ramanuja
Sri Madhavacharya
Sri Anandgiri
Sri Jayatirtha
Sri Abhinav Gupta
Sri Madhusudan Saraswati
Sri Sridhara Swami
Sri Dhanpati
Vedantadeshikacharya Venkatanatha
Sri Purushottamji
Sri Neelkanth
Sri Vallabhacharya
Detailed Commentary
حتی اگر این خویشاوندان، برانگیخته از خشم برای دفع شومی خویش، مرا بزنند و در پی کشتن من باشند، باز هم من نمی‌خواهم آنان را از روی خشم برای دفع شومی خود بکشم. حتی اگر آنان، برانگیخته از طمع برای پادشاهی برای رسیدن به مقاصد دلخواه خویش، در پی کشتن من باشند، باز هم من نمی‌خواهم آنان را از روی طمع برای رسیدن به مقاصد دلخواه خود بکشم. معنای ضمنی این است که نمی‌خواهم با تسلیم شدن در برابر خشم و طمع، دروازه‌های دوزخ را بخرم. با دو بار آوردن واژهٔ «اَپي» (حتی اگر) در اینجا، مقصود ارجونا این است: من حتی مانع خودیاری آنان نمی‌شوم، پس چرا مرا بکشند؟ اما فرض کن، با این اندیشه که «آنان نخست مانع خودیاری ما شدند»، بر نابودی تن من مصمم شوند، حتی در آن صورت (حتی اگر کشته شوم) نمی‌خواهم آنان را بکشم. نکتهٔ دوم: اینکه با کشتن آنان فرمانروایی سه جهان را به دست آورم — این حتی یک امکان هم نیست. اما فرض کن که با کشتن آنان فرمانروایی سه جهان را به دست آورم، حتی در آن صورت (حتی به خاطر فرمانروایی بر سه جهان) نمی‌خواهم آنان را بکشم. معنای خطاب «مادهوسودانا» این است: تو نابودکنندهٔ اَسراری، اما آیا این استادانی چون درونا و نیاکانی چون بهیشم اَسرارند، که من آرزوی کشتن آنان را داشته باشم؟ آنان از نزدیک‌ترین و عزیزترین خویشان ما هستند. «استادان» — در میان این خویشاوندان، آنان که مانند دروناچاریا هستند، که با ایشان رابطه‌ای از آموختن و نیک‌خواهی داریم — چنین استادان ارجمندی — آیا باید آنان را خدمت کنم یا با آنان بجنگم؟ باید خود را، حتی جان خویش را، به پای استاد تقدیم کرد. تنها همین برای ما شایسته است. «پدران» — با در نظر گرفتن رابطهٔ جسمانی، این پدران خود صورت این تن ما هستند. با این تن که به صورت ایشان درآمده‌ایم، چگونه می‌توانیم، برانگیخته از خشم یا طمع، آن پدران خود را بکشیم؟ «پسران» — پسران ما و برادران ما کاملاً سزاوار پرورش هستند. حتی اگر برخلاف ما رفتار کنند، باز پرورش آنان دَرمَ ماست. «نیاکان» — به همین گونه، آنان که نیاکان هستند، چون برای پدران ما نیز ارجمندند، برای ما برترین ارج را دارند. آنان می‌توانند ما را تأدیب کنند، حتی می‌توانند ما را بکشند. اما تلاش ما باید چنان باشد که آنان هیچ رنج یا اندوهی نکشند؛ برعکس، شادمانی، آسایش داشته باشند و خدمت شوند. «دایی‌ها» — آنان که دایی‌های ما هستند، برادران مادرانی هستند که ما را پرورش داده و بزرگ کردند. از این رو، باید مانند مادران گرامی داشته شوند. «پدرزن‌ها» — این پدرزن‌های ما، پدران ارجمند همسران من و برادرانم هستند. از این رو، برای ما نیز هم‌تراز پدران هستند. چگونه می‌توانم آرزوی کشتن آنان را داشته باشم؟ «نوه‌ها» — پسران پسران ما، حتی از پسران نیز سزاوارتر پرورش و مراقبت هستند. «برادرزن‌ها» — آنان که برادرزن‌های ما هستند نیز برادران عزیز همسران ما هستند. چگونه می‌توان آنان را کشت! «خویشاوندان» — همهٔ این خویشاوندانی که دیده می‌شوند، و همهٔ خویشاوندان دیگر جز آنان — آیا باید پرورش یابند، مراقبت شوند و خدمت شوند، یا باید کشته شوند؟ حتی اگر با کشتن آنان فرمانروایی سه جهان را به دست آوریم، آیا کشتن آنان شایسته است؟ کشتن آنان به کلی ناشایست است. پیوند: در بخش پیشین، ارجونا دو دلیل برای نکشتن خویشاوندان بیان کرد. اکنون، از دیدگاه پیامد نیز ثابت می‌کند که خویشاوندان را نباید کشت.