BG 1.19 — آرجونا ویشادا یوگا
BG 1.19📚 Go to Chapter 1
घोषोधार्तराष्ट्राणांहृदयानिव्यदारयत्|नभश्चपृथिवींचैवतुमुलोऽभ्यनुनादयन्(orलोव्यनु)||१-१९||
سَ غوشو دهارتَراشطرانام هریدَیانِ ویَدارَیَت . نَبهَشچَ پریتهِویم چایوَ تُمُلو.َبهیَنُنادَیَن (لو ویَنُ)||1-19||
स: that | घोषो: that | धार्तराष्ट्राणां: of Dhritarashtra's party | हृदयानि: hearts | व्यदारयत्: rent | नभश्च: sky | पृथिवीं: earth | चैव: and also | तुमुलोऽभ्यनुनादयन्: tumultuous
GitaCentral فارسی
آن غرش هولناک که در آسمان و زمین طنین انداخت، دل‌های پسران دهریتاراشترا را از هم درید.
🙋 فارسی Commentary
1.19 آن صدای پرهیاهو قلب‌های پیروان دهریتاراشترا را درهم شکست و آسمان و زمین را به لرزه درآورد. معانی کلمات: Sah به معنای «آن»، Ghosha به معنای «هیاهو»، Dhritarashtranam به معنای «حزب دهریتاراشترا»، Hridayani به معنای «قلب‌ها»، Vyadarayat به معنای «درهم شکست»، Nabhah به معنای «آسمان»، Cha به معنای «و»، Prithivim به معنای «زمین»، Eva به معنای «همچنین»، Tumulah به معنای «پرهیاهو» و Abhyanunadayan به معنای «طنین‌انداز» است.
English
Swami Gambirananda
Swami Adidevananda
Hindi
Swami Ramsukhdas
Sanskrit
Sri Ramanuja
Sri Madhavacharya
Sri Anandgiri
Sri Jayatirtha
Sri Abhinav Gupta
Sri Madhusudan Saraswati
Sri Sridhara Swami
Sri Dhanpati
Vedantadeshikacharya Venkatanatha
Sri Purushottamji
Sri Neelkanth
Sri Vallabhacharya
Detailed Commentary
**۱.۱۹. آن صدای مهیب شیپورهای سپاه پاندَوان که در آسمان و زمین می‌پیچید، دل‌های دُریودَهَن و هم‌پیمانانش را که ناحق پادشاهی را به تاراج برده بودند، سوراخ کرد.** **شرح:** صدای شیپورهای سپاه پاندَوان چنان گسترده، ژرف، بلند و هولناک بود که فضای میان زمین و آسمان از آن به لرزه درآمد. آن صدا دل‌های کسانی را که ناحق پادشاهی را تصاحب کرده بودند و پادشاهانی را که از ایشان پشتیبانی می‌کردند، درید. معنایش این است که دردی که آن صدای شیپور بر دل‌هایشان وارد آورد، همانند دردی بود که یک سلاح ایجاد می‌کند. آن صدای شیپور، شور و نیروی نبرد را در دل‌های سپاه کورَوَگان سست کرد و در درون دل‌هایشان ترس از سپاه پاندَوان را برانگیخت. سنجَیه این مطالب را برای دِهْرتَراشتر بازگو می‌کند. به نظر نمی‌رسد که گفتن این جمله نزد دِهْرتَراشتر مودبانه یا معقول باشد که «دل‌های پسران یا خویشان دِهْرتَراشتر سوراخ شد». بنابراین، به جای گفتن «دَهْرتَراشتران»، می‌بایست می‌گفت «پسران یا خویشان تو» (تاواکینام)، زیرا تنها همین مودبانه است. از این منظر، گرفتن معنای عبارت «دَهْرتَراشترانام» در اینجا به معنای «کسانی که ناحق بر پادشاهی چنگ زده‌اند» معقول و مودبانه است. گرفتن این معنا از این دیدگاه نیز معقول به نظر می‌رسد که دل‌هایشان دقیقاً به این دلیل دریده شد که جانب ناحقی را گرفتند. در اینجا شکلی پدید می‌آید: آلاتی چون شیپورهای سپاه یازده اَکشَوَهینیِ کورَوَگان، هیچ اثری بر سپاه پاندَوان نداشت، اما هنگامی که شیپورهای سپاه هفت اَکشَوَهینیِ پاندَوان به صدا درآمد، چرا دل‌های سپاه کورَوَگان از صدای آنها دریده شد؟ حل این شک این است: دل‌های کسانی که در آنها ناراستی، گناه یا ناحقی نیست — یعنی کسانی که به‌راستی به انجام وظیفه می‌پردازند — استوار است؛ در دل‌هایشان هراسی نیست. جانب‌داری از حق به آنان شور و دلاوری می‌بخشد. پاندَوانان حتی پیش از تبعید، به‌داد پادشاهی کرده بودند و پس از تبعید، به‌حق و مطابق شرایط، پادشاهی خود را از کورَوَگان درخواست کرده بودند. از این رو، در دل‌هایشان هراسی نبود؛ بلکه شور و دلاوری بود. معنایش این است که جانب پاندَوانان جانبِ دَرمَه بود. به همین دلیل، صدای آلات سپاه یازده اَکشَوَهینیِ کورَوَگان بر سپاه پاندَوان تأثیری نداشت. اما دل‌های کسانی که مرتکب ناراستی، گناه، ناحقی و مانند آن می‌شوند، به‌طبیعت سست است. بی‌باکی و عدم تردید در دل‌هایشان باقی نمی‌ماند. گناه و ناحقیِ مرتکب‌شده توسط خودشان، دل‌هایشان را سست می‌گرداند. ناراستی، ناراست‌رو را می‌بلعد. دُریودَهَن و دیگران تلاش‌های بسیاری برای کشتن ناحق پاندَوان کرده بودند. آنان پادشاهی پاندَوان را با حیله و ناحق به تاراج برده و به ایشان رنج فراوان رسانده بودند. به همین دلیل، دل‌هایشان سست و ناتوان شده بود. معنایش این است که جانب کورَوَگان جانبِ اَدهَرمَه بود. بنابراین، صدای شیپور سپاه هفت اَکشَوَهینیِ پاندَوان، دل‌هایشان را درید و دردی شدید بر ایشان وارد آورد. از این زمینه، سالک باید پند گیرد که از طریق تن، گفتار و اندیشه‌اش، هرگز نباید به هیچ رفتاری درگیر شود که متضمن ناحقی و ناراستی باشد. رفتار آمیخته با ناحقی و ناراستی، دلِ انسان را سست و ناتوان می‌گرداند. ترس در دلش پدید می‌آید. برای نمونه، سه جهان از راوَن، فرماندار لَنکا، می‌ترسیدند. اما همان راوَن، هنگامی که برای ربودن سیتا می‌رود، از ترس به اطراف نگاه می‌کند. بنابراین، سالک هرگز نباید به رفتاری درگیر شود که متضمن ناحقی و ناراستی باشد. **پیوند:** در نخستین آیه، دِهْرتَراشتر درباره پسران خود و پسران پاندو پرسید. سنجَیه پاسخ آن را از آیه دوم تا این نوزدهمین آیه داد. اکنون، از آیه پسین به بعد، سنجَیه زمینه‌ی ظهور بهاگَوَد گیتا را آغاز می‌کند.