BG 2.63 — سانخیا یوگا
BG 2.63📚 Go to Chapter 2
क्रोधाद्भवतिसम्मोहःसम्मोहात्स्मृतिविभ्रमः|स्मृतिभ्रंशाद्बुद्धिनाशोबुद्धिनाशात्प्रणश्यति||२-६३||
کرودهادبهَوَتِ سَمموهَح سَمموهاتسمریتِوِبهرَمَح . سمریتِبهرَمشاد بُددهِناشو بُددهِناشاتپرَنَشیَتِ ||2-63||
क्रोधाद्भवति: from anger | सम्मोहः: delusion | सम्मोहात्स्मृतिविभ्रमः: from delusion | स्मृतिभ्रंशाद्: from loss of memory | बुद्धिनाशो: the destruction of discrimination | बुद्धिनाशात्प्रणश्यति: from the destruction of discrimination
GitaCentral فارسی
از خشم گمراهی زاده می‌شود؛ از گمراهی فراموشی؛ از فراموشی نابودی خرد؛ از نابودی خرد او نابود می‌گردد.
🙋 فارسی Commentary
معانی کلمات: क्रोधात् (Krodhat) - از خشم, भवति (Bhavati) - پدید می‌آید, सम्मोहः (Sammohah) - توهم, सम्मोहात् (Sammohat) - از توهم, स्मृतिविभ्रमः (Smritivibhramah) - از دست دادن حافظه, स्मृतिभ्रंशात् (Smritibhranshat) - از از دست دادن حافظه, बुद्धिनाशः (Buddhinashah) - نابودی قدرت تشخیص, बुद्धिनाशात् (Buddhinashat) - از نابودی قدرت تشخیص, प्रणश्यति (Pranashyati) - او نابود می‌شود. تفسیر: از خشم، توهم پدید می‌آید. هنگامی که انسان خشمگین می‌شود، قدرت تشخیص خود را بین درست و نادرست از دست می‌دهد. او هر چه بخواهد می‌گوید و انجام می‌دهد. او توسط تکانه‌های اشتیاق و احساسات با خود برده می‌شود و به شکلی غیرمنطقی عمل خواهد کرد.
English
Swami Gambirananda
Swami Adidevananda
Hindi
Swami Ramsukhdas
Sanskrit
Sri Ramanuja
Sri Madhavacharya
Sri Anandgiri
Sri Jayatirtha
Sri Abhinav Gupta
Sri Madhusudan Saraswati
Sri Sridhara Swami
Sri Dhanpati
Vedantadeshikacharya Venkatanatha
Sri Purushottamji
Sri Neelkanth
Sri Vallabhacharya
Detailed Commentary
۲.۶۳. تفسیر – «هنگامی که انسان بر روی اشیاء حسی تأمل می‌کند، دلبستگی به آنها پدید می‌آید.» – با عدم توجه به خدا و عدم تفکر در ذات الهی، فرد تنها به اشیاء حسی می‌اندیشد. دلیل این است که روح از یک سو خدا و از سوی دیگر جهان را در مقابل خود دارد. هنگامی که پناهگاه الهی را رها می‌کند، آنگاه به جهان پناه می‌برد و تنها به جهان می‌اندیشد؛ زیرا جز جهان، موضوع دیگری برای تأمل باقی نمی‌ماند. بدین ترتیب، با تأمل مداوم، دلبستگی، علاقه و وابستگی به آن اشیاء در انسان پدید می‌آید. هنگامی که دلبستگی ایجاد شود، فرد در آن اشیاء غرق می‌شود. چه این غرق شدن ذهنی باشد و چه جسمی، لذت حاصل از آن باعث ایجاد علاقه به اشیاء می‌گردد. از این علاقه، آن شیء بارها و بارها مورد تأمل قرار می‌گیرد. حال، چه فرد در آن شیء غرق شود یا نه، دلبستگی به اشیاء به ناگزیر پدید می‌آید – این قاعده است. «از دلبستگی، تمنا زاده می‌شود.» – هنگامی که دلبستگی به اشیاء پدید آمد، تمایل به کسب آن اشیاء (لذات) ایجاد می‌شود – که آن لذات، آن اشیاء، باید به دست من برسند. «از تمنا، خشم برمی‌خیزد.» – هنگامی که اشیاء موافق با تمایل به طور مداوم به دست آیند، طمع پدید می‌آید؛ و در حالی که امکان تحقق تمایل وجود دارد، اگر کمانی مانع ایجاد کند، خشم نسبت به آن شخص برانگیخته می‌شود. تمنا چنان است که وقتی مانعی بر سر راهش قرار گیرد، خشم به ناچار پدید می‌آید. غرور نیکی که فرد درباره طبقه، مرحله زندگی، صفات، شایستگی‌های خود و غیره دارد، نیز حاوی تمایلی برای احترام، عزت و غیره خود است؛ هنگامی که این تمایل توسط هر شخصی مانع برخورد کند، خشم برمی‌خیزد. «تمنا» گرایشی رجاسی است، «وهم» گرایشی تاماسی است و «خشم» گرایشی میان رجاس و تاماس است. هرگاه درباره هر موضوعی خشم برانگیخته شود، بی‌شک در ریشه آن جایی دلبستگی وجود دارد. برای مثال، اگر با دیدن کسی که بر خلاف اخلاق و عدالت عمل می‌کند خشم برانگیخته شود، آنگاه دلبستگی به اخلاق و عدالت وجود دارد. اگر نسبت به کسی که توهین یا تحقیر می‌کند خشم برانگیخته شود، آنگاه دلبستگی به عزت و احترام وجود دارد. اگر نسبت به کسی که انتقاد می‌کند خشم برانگیخته شود، آنگاه دلبستگی به ستایش وجود دارد. اگر نسبت به کسی که اتهام می‌زند خشم برانگیخته شود، آنگاه دلبستگی به غرور بی‌عیبی وجود دارد؛ و الی آخر. «از خشم، وهم پدید می‌آید.» – از خشم، وهم پدید می‌آید، یعنی گیجی و حیرت حاکم می‌شود. در واقع، اگر مشاهده شود، وهم از این چهار مورد پدید می‌آید: تمنا، خشم، طمع و تملک، به شرح زیر: (۱) وهم ناشی از تمنا: در اینجا، قدرت تشخیص تحت الشعاع قرار می‌گیرد و فرد، مغلوب تمنا، به انجام اعمالی می‌پردازد که نباید انجام شوند. (۲) وهم ناشی از خشم: در اینجا، فرد حتی به دوستان و عزیزان نیز سخنان تند و ناشایست می‌گوید و به شیوه‌ای رفتار می‌کند که نباید انجام شود. (۳) وهم ناشی از طمع: در اینجا، فرد ملاحظه حقیقت و دروغ، نیکی و نادرستی و غیره را از دست می‌دهد و با فریب، مردم را گمراه می‌کند. (۴) وهم ناشی از تملک: در اینجا، تعادل از بین می‌رود؛ برعکس، جانبداری پدید می‌آید. اگر وهم از هر چهار مورد – تمنا، خشم، طمع و تملک – پدید آید، پس چرا پروردگار در اینجا تنها از خشم نام برده است؟ اگر به عمق بررسی شود، در تمنا، طمع و تملک، گرایش به لذت‌جویی و منفعت شخصی بیدار باقی می‌ماند، اما در خشم، گرایش به آسیب رساندن به دیگران بیدار می‌ماند. بنابراین، وهم ناشی از خشم حتی هولناک‌تر از وهم ناشی از تمنا، طمع و تملک است. از این منظر، پروردگار در اینجا بیان کرده که وهم به طور خاص از خشم پدید می‌آید. «از وهم، زوال حافظه پدید می‌آید.» – هنگامی که گیجی حاکم شود، حافظه نابود می‌گردد، یعنی عزمی که از متون مقدس و اندیشه‌های نیک حاصل شده – «من باید چنین اعمالی انجام دهم، چنین روش‌هایی را پیش گیرم، رهایی خود را محقق کنم» – یادآوری آن از بین می‌رود؛ به خاطر آورده نمی‌شود. «از زوال حافظه، نابودی خرد پدید می‌آید.» – هنگامی که حافظه نابود شود، تشخیصی که در خرد متجلی می‌شود از دست می‌رود، یعنی فرد قدرت تفکر دوباره را از دست می‌دهد. «از نابودی خرد، او تباه می‌گردد.» – با از دست دادن قدرت تشخیص، فرد از جایگاه خود سقوط می‌کند. بنابراین، برای جلوگیری از این سقوط، برای همه جویندگان، توجه به خدا از نهایت ضرورت برخوردار است. در اینجا، توالی توصیف شده – از صرف تأمل در اشیاء دلبستگی پدید می‌آید، از دلبستگی تمنا، از تمنا خشم، از خشم وهم، از وهم زوال حافظه، از زوال حافظه نابودی خرد، و از نابودی خرد سقوط – در حالی که تحلیل این توالی زمان‌بر است، پدید آمدن همه این گرایش‌ها و سقوط ناشی از آن در فرد زمان‌بر نیست. مانند جریان برق، همه این گرایش‌ها در یک لحظه پدید می‌آیند و باعث سقوط فرد می‌شوند. پیوند – اکنون، در آیه بعد، پروردگار به این پرسش چهارم پاسخ می‌دهد: «انسان خردمند ثابت قدم چگونه رفتار می‌کند؟»